على محمدى خراسانى
342
شرح رسائل (فارسى)
از اين حيث هم نيازى به قرينه نيست . آرى از اين حيث تدليس است كه وقتى شخصى مىگويد : اجمع العلماء على كذا مخاطب گمان مىكند كه اين مدعى فتاواى علماء را يافته و تتبع كرده و در مقام استدلال آنها را نقل مىكند ولى اين توهّم با اندك تتبعى زائل مىشود يعنى اگر كسى اندكى در موارد فقه تتبع كند فريب اين ظهورات را نخورده و خواهد فهميد كه مبناى اين اجماعات بر حدس و استنباط خود مدّعى اجماع است . حاصل كلام اينكه : قرائن فراوانى وجود دارد مبنى بر اينكه مراد مدعيان اجماع [ بخصوص كسانى كه ظاهر اجماعاتشان اتفاق الكل فى جميع الاعصار و الامصار مىباشد از قبيل اجماعات فاضلين و شهيدين ] اجماع حدسى و اجتهادى است كه به نظر خود ناقل ما بين اين دو امر ملازمه بود و كبراى كلى را تطبيق كرده فى المثل ميان ذكر الحديث و عمل به آن ملازمه وجود دارد لذا ادّعاى اجماع كرده است و قرائن كثيره عبارتند از : 1 - وجود المخالف در مسئله كه با اينكه مشهور فقهاء مخالف بودند فردى آمده ادعاى اجماع مىكند بر اساس اجتهاد خودش ، 2 - گاهى دو عالم معاصر دو ادعاى اجماع متعارض مىكنند كه پيدا است غير از اين توجيه ديگرى ندارد و قرائن ديگر . سپس مرحوم شيخ مىفرمايد : اينكه فراوان در كتابها مىبينيم : دو اجماع متخالف باهم از دو مجتهد هم عصر يا قريب العصر صادر مىشود و نيز اينكه مىبينيم در بعض موارد علماء به ادّعاى اجماع اعتنا نمىكنند و به مجرّد وجود دليل بر خلاف از اجماع رفع يد مىكنند و كانّ با اجماع همانند اصل رفتار مىكنند كه الاصل دليل حيث لا دليل و اينكه مىبينيم با وجود مخالف هم ادعاى اجماع مىكنند و يا از ادعاى اجماعى كه كردهاند عدول